نشریه عهد

استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع جایز است.
آدرس ایمیل: ahd.57@chmail.ir

عهد اول: ماهیت فرهنگ غرب(1)

شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۲، ۰۸:۱۸ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم


فرهنگ شامل ادبیّات، هنر، علم، عادات، اخلاق  و سنن موجود در جامعه و شامل خصلت های ملی است، خصلت هایی که برای یک جامعه ذاتی نیست و متآثر از محیط طبیعی اطراف هم نیست بلکه مربوط به تربیت ها است و به معنای تعلیم و تربیت نیز هست:


تو دادی مرا فر و فرهنگ و رای
تو باشی به هر نیک و بد رهنمای
«فردوسی»


  اینکه  جوامع، چه باید و نباید هایی را برای خود مهم می دانند و به آن عمل می‌کنند، چه رفتارها و چه خلقیاتی را دارا هستند و به نسل بعد خود منتقل می کنند، چه چیزهایی برای آن ها ارزش و چه چیزهایی برایشان ضد ارزش است و یا اهمیتی ندارد همه از این دسته اند.
مثلاً در جامعه ای شجاعت و ایثار به عنوان یک ارزش به حساب می آید، در جامعه ای دیگر استفاده از منافع و منابع دیگران به این دلیل که آنها طرز استفاده از آنها را بلد نیستند و یا دلایل دیگر، ارزش حساب می شود، در جای دیگری ممکن است افراد خود را از جوامع دیگر با توجه به معیارهایی که خودشان تعریف می کنند بالاتر ببینند.
این یک تعریف مختصری از فرهنگ بود البته تعاریف دیگری از آن نیز وجود دارد که ما به این تعریف بسنده میکنیم.


و اما ماهیت به چه معنا است؟
ماهیت به معنای حقیقت ، طبیعت ، نهاد، ذات و یا جوهر چیزی به کار می رود، ماهیت نزد حکما عبارت از پرسش به «ما هو» است و چیزی است که در پاسخ سئوال «ما» حقیقیه گفته می شود که پرسش از گوهر اشیاء است و بنابراین اطلاق بر حقیقت شئ می گردد و آنچه شیئیت شئ  بدان است ماهیت می گویند.ماهیت هم بر حقیقت کلی و هم بر حقیقت جزئی اطلاق شده است .


و منظور از «غرب» نیز صرفاً غرب جغرافیایی نیست، بلکه منظور تمدن وتفکر غربی، خصلت های غالب در جوامع غربی و نوع جهان بینی و تفسیر اینگونه جوامع از خدا، انسان و طبیعت و عالم هستی است که اصطلاحاً در اینجا غرب می گوییم.
 سعی بر این داریم که هر بار یک یا چند ویژگی از ماهیت فرهنگ غرب را مورد بررسی قرار بدهیم و از حقیقت نهان در ذات این نوع فرهنگ مطلع شویم و ظاهر زیبا و پیچیده آن را کنار بزنیم.  


1- فرهنگ نابودکننده ى فرهنگها
یکی از ویژگی های بارز  این فرهنگ این است که ذاتاً فرهنگی مهاجم بوده، به گونه ای با ورود این فرهنگ به کشور هایی که مقلد آن شدند و با آغوشی باز آن را پذیرا شدند و یا به زور به آنها تحمیل شد و آنها مقاومت نکردند، فرهنگ بومی و اجتماعی آن جوامع به مرور زمان رو به زوال رفت و جز فاجعه و ضرر چیزی برای آن جوامع به بار نیاورد، ارزش ها و سنت های بومی را به عنوان عقب ماندگی و ضد ارزش معرفی می کند، به گونه ای که اگر کسی پایبند به آن فرهنگ بومی باقی بماند به عنوان یک عقب مانده در جامعه معرفی می شود، و لزوماً شرایط اجتماعی را به گونه طراحی می کند که کسی میل و رغبتی به آن فرهنگ بومی نداشته باشد، اگر زبان رقیبی وجود داشته باشد آن را از بین می برد و زبان خود را حاکم می کنند، در شبه قاره هند در طی چند قرن زبان فارسی به عنوان زبان رسمی مطرح بود و تمام نوشتجات و مکاتبات حکومتی و مردمی، همه با زبان فارسی انجام می گرفت ولی بعد با ورود انگلیسی ها به آنجا، زبان فارسی را در آنجا ممنوع کردند و شروع به رواج زبان انگلیسی نمودند، و الآن در این شبه قاره زبان فارسی غریب است و زبان رسمی و دیوانی، انگلیسی است.
ممکن مطرح شود که خب زبان فارسی را هم ما قبل از آنها در آنجا رائج کرده بودیم مانند انگلیسی ها که این همین کار را کردند، بله زبان فارسی در آنجا رایج شده بود ولی نه با زور و ممنوعیت زبان محلی، زبان فارسی در آنجا به دلیل اشتیاق و رفت و آمد مردم ، عالمان و عارفان آنجا به ایران رواج پیدا کرد در حالی که انگلیسی ها برای فارسی نوشتن و حرف زدن مجازات تعیین می کردند و مردم را مجبور به ترک این زبان و روی آوردن به زبان انگلیسی می نمودند.


م. ابراهیمی 23 بهمن 1392
قوام گرفته از بیانات امام خامنه ای1391/7/23



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۱۱/۲۶
  • ۱۲۳ نمایش
  • .◉ . ◉.

غرب

فرهنگ

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی