نشریه عهد

استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع جایز است.
آدرس ایمیل: ahd.57@chmail.ir

دریافت نشریه شماره هشتم عهد دانشگاه اصفهان

يكشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۵۵ ق.ظ

دریافت
حجم: 1.84 مگابایت

متن کامل نشریه عهد 8 در ادامه مطلب


سر مقاله: همدلی و هم‌زبانی دولت و ملت یا دولت و احزاب

امام خامنه ای هر ساله با توجه به چالش ها و فرصت های نظام اسلامی، اهم مسائل کشور را به عنوان شعار سال مطرح می نمایند. این شعارها،  مراحل و گام های تکامل فرآیند انقلاب اسلامی را نشان می دهد که در صورت عمل نکردن به آنها انقلاب اسلامی به تمامیت خود به ظهور نمی رسد و در رسیدن به اهداف خود عقیم و ناکام خواهد بود.

امسال نیز ایشان نام «دولت و ملت، همدلی و همزبانی» را برای شعار سال برگزیدند. در تفصیل این نام، لازم است نکاتی را متذکر گردیم.

1.      بدون تردید رابطه ی دولت و ملت باید صمیمانه باشد، اما در شرایطی که نظام اسلامی با چالش های متعددی مواجه است، وقتی امام امت این نام را برای امسال بر می گزینند، این مهم بیانگر وجود شکاف بین ملت و دولت است. اگر که رابطه بین ایشان شایسته نظام اسلامی بود، نامگذاری سال بدین نام هم هیچ مناسبتی نداشت. ایشان ملت را کارفرما و دولت را کارگزار مردم و نه کارگزار احزاب خوانده اند. بنابراین دولتمردان بایستی خاضعانه در راستای خواسته های ملت خدمت رسانی کنند و اصلاً شأن دولت هم، همین است. لذا خواسته ها و منافع احزاب و جناح ها نباید در برنامه ریزی های دولت در سطوح و لایه های مختلف جایگاهی داشته باشد.

   همچنین تمام اتکاء و نقطه ی امید دولت باید به قدرت لایزال الهی و جوانان و سرمایه های داخل کشور باشد و با ایمان به خدا از هیچ چیز و هیچ کس نترسد که «الله اکبر» نیز همین معنا را در خود دارد. هرچیزی در پیشگاه خداوند قهار پشیزی نیست و اگر ما از هرچه غیر خدا بترسیم، بدانیم که مشرک هستیم زیرا غیر الله را در عالم وجود مؤثر دانسته ایم (لا مؤثّر فی الوجود الّا الله). ملتی که امیدش به بیرون باشد خوار و زبون و ناامید می گردد.

2.      ایشان همچنین همگان را متوجه کینه توزی شیطان بزرگ و هم پیمانانش نموده اند. دشمنان نظام اسلامی همواره مترصد فرصتی برای ایجاد اختلاف بین مردم و نظام هستند، تا از این نمد برای خود کلاهی بدوزند. برای دنیای استکبار مهم نیست که کدام جناح بر سر کار باشد، آنها با اسلام و هر آنچه که رنگ و بوی اسلام بدهد سر ستیز دارند و تا همه ی نام و نشان آن را از بین نبرند، از پا نخواهند نشست که این خیال باطل را با لطف و عنایت الهی به گور خواهند برد.

اما جای پرسش است که دولت و ملت در چه چیز باید همدل و همزبان باشند؟ اتحاد جایی معنا پیدا می کند که در اصول اشتراک وجود داشته باشد. بنابراین همدلی باید بر سر اصول و آرمان های انقلاب اسلامی باشد. اتحاد در استکبار ستیزی، عدالت طلبی، عزت و اقتدار اسلامی، استقلال کشور، توحید و وحدت اسلامی و تشکیل حکومت جهانی مستضعفین  معنا پیدا می کند.

امام خامنه ای در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت هفته وحدت فرمودند:

«همه باید وحدت را بر محور اصول انقلاب و جریان صحیح نظام اسلامی و ولایت فقیه حفظ کنند. این، اساس قضیه است. اگر وحدت با انسجام و استحکامی که تاکنون بوده است، محفوظ بماند، مطمئناً این ملت و کشور به هدف های انقلاب خواهد رسید.»

هم دولت در پیگیری اصول و آرمان ها باید حامی ملت باشد و هم ملت باید دولت را حمایت و پشتیبانی کند. وقتی ملت می خواهد و می تواند در مقابل زر و زور و تزویر مقاومت کند، دولت نباید کاری کند که این مقاومت درهم شکسته شود.

در پایان باید بدانیم که انتقاد بجا و شایسته و اصولی از دولت حق و تکلیف مردم است و هیچ منافاتی با بیانات امام خامنه ای ندارد، همان گونه که ایشان هم یکی از عوامل نصرت الهی را امر به معروف و نهی از منکر و بالاترین معروف را حفظ نظام و عزت و آبروی ملت ایران و مجاهدت برای اقتدار ملت ایران و امت اسلامی و بالاترین منکر را تضعیف نظام اسلامی ذکر نمودند. وظیفه ی تک تک ملت مسلمان ایران این است که برای این مهم تلاش نمایند و در مقابل هر کس با هر نام و عنوانی که عامدانه و یا جاهلانه قصد تضعیف نظام اسلامی را دارد، بایستند.

سعاد محمدی

اعتکاف اهل علم

به راستی اعتکاف اهل دانش در عصر غیبت امام و در زمان انقلاب اسلامی چگونه خواهد بود؟

اعتکاف یعنی از همه آن‌چه بیرون است بریده شوی و در محضر و حریم خانه خدا حضور یابی، آن‌گونه که دیگر هیچ‌چیز و هیچ‌کس را نبینی و همه او باشد. نماد آن، سه روز است اما وسعت آن به اندازه وسعت تمام زندگی انسان در بیرون از خانه خداست. در حقیقت مسئله این است که بشر در همه مکان‌ها و زمان‌ها معتکف است ولی گاهاً به دلیل فراموشی ذاتی از « عهد الست ...»، به کثرت‌ها و غفلت‌ها رو می‌نماید.

و حال اعتکاف ما چگونه است در عصر سیطره کمیّت...!؟

آن‌جا که سر به سجده علوم غربی نهاده‌ایم، آن‌جا که قبله‌گاهِ آمال و آرزوهایمان به پرستش علوم انسانی غربی است، چگونه با آن روح می‌توان معتکف شد، و اگر این چنین باشد و ما با روح عالم دکارت معتکف شویم، «شیطان را خنده می آید زاستغفار ما...»

حقیقت و روح تفکر غرب را باید بست و دل را در سرچشمه تفکر توحیدی شستشو داد و آن‌گاه معتکف شد. اگر اهل علم چنین قصدی نکنند اعتکاف بازیچه‌ای بیش نخواهد بود که با آن نفس، چند روزی سرگرم می‌شود و با یک منیّتِ جدیدتر، سرشار از کالری غرور، از مسجد خارج می‌شود و می‌خواهد بر بندگان خدا، خدایی کند... چون در دنیایی که غرب برای همه‌ی بشر سوغات آورده، آن‌قدر سرگرمی و تنّوع هست که او نیاز به خلوت و اعتکاف را نمی‌فهد. از طرفی دیگر، زمان عُزلت‌نشینی‌های چند ماهه و چند ساله‌ی صوفیانه در کوه‌ها و غارها گذشته است. امروز ما در عصر انقلاب اسلامی زندگی می‌کنیم و روح انقلاب، اعتکافی در خور عالمِ توحیدِ محض می پسندد و اگر چنین شد، انسان در هر مکان، ایستاده یا نشسته، خوابیده یا بیدار، در حال خوردن یا آشامیدن و در هر حال که باشد، در حال عبودیت حق است و در محضر خدا بودن را به جان  می‌فهمد و این یعنی ظهور عملی اعتکاف...

ظهور عملی اعتکاف چگونه است؟؟؟

آن زمان است که اصل و اساس زندگی بر اساس تفّکر و روح مدرنیته یا پست مدرن نباشد و این هدف فقط با تولید علم و تحّول در علوم انسانی میّسر است و اگر چنین شود، علوم‌انسانی‌توحیدی عملاً وارد زندگی انسان کنونی می‌شود و زندگی، روح اسلامی می‌گیرد و قلب، آماده‌ی ظهور تام حضرت مهدی می‌شود، و اگر چنین نباشد اعتکاف صد ساله هم که برویم تحّولی در عالم رخ نخواهد داد. خدا زمانی به امام اجازه ظهور تام می‌دهد که بشر حداقل قلبش آماده باشد. خدا می‌داند به دلیل سستی‌هایی که اهل حق روا داشتند، بشر یکبار که نه، چندین بار در امتحان دفاع از ولایت مردود شده و ولایت از پشت درب خانه زهرا تا صحرای سوزان کربلا، زندان‌های سخت هارون و اردوگاه عسگری فراتر نرفت و حال در تاریکی قرن 21میلادی و 1400هجری قمری و 1300هجری شمسی پرچم‌دار ولایت، پرچم تولید‌علم را در حیطه علوم انسانی و... بر افراشته و حکم جهاد علمی و فرهنگی داده است. این عصر، دورانِ از ریشه اصلاح کردن است و خلاصه این که اعتکاف اهل علم زمانی حقیقت پیدا می‌کند که ایشان چاره‌ای برای کفرِ پنهان کنند.

سّر اعتکاف این است...

والسلام

 خانم مرضیه عربیان

چیستی تمدن اسلامی

تمدن اسلامی و الهی آینده را نمی توان تصویر کرد و یا به صورت تئوری بیان نمود. اما چیزی که معین و مشخص می باشد این است که تمدن اسلامی آینده همانند تمدن امروز و نظامات حاکم بر آن نیست. نیک تر این است که بگوییم، تمدن آینده نمی تواند هیچ یک از تمدن های کنونی و دیگر تمدن هایی که در طول تاریخ بشر به وجود آمده و نابود شده اند باشد چرا که از ویژگی های تمدن اسلامی پاسخگویی همه جانبه به ابعاد وجودی انسان است و دیگر آن که در صورت تحقق آن تمدن، تمامی فطرت ها مجذوب آن می شوند که این گرایش عمومی به این دلیل می باشد که انسان و فطرت او کمال طلب است و از جهتی تمدن آینده، پاسخگوی همه ابعاد وجودی اوست. لذا فطرت کمال جو، تکامل و کامل شدن خویش را در این چنین تمدنی می یابد و به سویش گرایش پیدا می کند. بنابراین ما معتقدیم تمدن توحیدی که شیعه واقعی در آینده تاریخ رقم خواهد زد این چنین تمدنی است.

از طرفی شرایط موجود در جهان و سردرگمی و ناکامی تمدن ها از جمله غرب به عنوان یکی از مدعیان حاکم بر جهان نشان می دهد که هنوز بشر به آن چیزی که می خواهد نرسیده است. از طرفی دیگر، انقلاب اسلامی از بدو ظهورش با هدف و اندیشه تحقق تمدن اسلامی حرکت کرده و در این مسیر هرچند با سرعت کم، گام های مؤثری برداشته و در مقاطعی هم دچار مشکلات و انحرافاتی شده، اما همواره جهت گیری آن به سوی تحقق چنین هدفی بوده است.

اعتقاد بر این است که تمدن اسلامی با حکومت حاکم بر ایران تفاوت های بسیار بزرگ و فاحشی دارد اما به این مهم هم معتقدیم که تمدن آینده جز با آزمون و خطا محقق نخواهد شد و شیعه روزی بعد از گذر از این آزمون و خطاها سرانجام به آن چیزی می رسد که همه انسان ها و فطرت ها می خواهند و در این راه از یک منجی که واسطه فیض آسمان بر زمین است مدد می گیرد که می توان گفت تفاوت شاخص و اصلی تفکر شیعه با دیگر تفکرها در اعتقاد بر وجود و عدم وجود چنین کسی است.

مریم اسدیان

جایگاه و اهمیت تفکر و کرسی های آزاد اندیشی

نهضت علمی و آزاد اندیشی، فراخوان تاریخی از دل انقلاب اسلامی است که بشر را دعوت به تفکر و خود باوری می کند. تفکر، اسلحه مهمی است که اگر از آدمی گرفته شود آن چه برای او باقی می ماند جز مشتی اطلاعات که در لحظه مرگ همه را به دنیا می سپارد و سفر می کند نخواهد بود. با تفکر است که همه آموخته های بشر در قلب و جان او نهادینه می شود و در نهایت این بشر متفکر است که می تواند در همه حوزه های علمی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... ارائه نظر نماید و مخاطبین خویش را برای شنیدن آراء خود دعوت کند. اگر یک جامعه بدون تفکر زندگی کند عمر کوتاهی خواهد داشت، چرا که جمود و سرخوردگی بر چنین اجتماعی سایه افکنده و به زودی دستانی غارتگر بر آن ها هجمه می آورند و بنیان های ایشان را ویران خواهند کرد. در این جامعه، انسان ها به دلیل آن که بر مبنای صحیح و پویا رشد نیافته اند، اکثرشان از این مهم غافل هستند که اُس و اساس زندگی آن ها بر چیست و برای چیست. پس چنین انسان هایی چگونه می توانند اهداف و آرمان داشته باشند و اگر بپذیریم که هدفی دارند هر چند ضعیف، چگونه می توانند از آن دفاع کنند ؟

فکر و اندیشه و فرهنگ یک جامعه است که موجب تشکیل تمدن خواهد شد و هر تمدنی به میزان قوت و بنیه تفکری که شیره جانش را به خورد آن داده است، عمر می کند. پس جایگاه تفکر به این اندازه اساسی و سرنوشت ساز است. اندیشمند دلسوز نقطه اعتلای جامعه است و مورد احترام همه ملت ها.

جایگاه اندیشه را شناختیم و اندیشمند دلسوز و خدوم را مقدس پنداشتیم اما اگر هر کس به دلخواه خود اندیشه ای را بپذیرد و در زندگی اش حاکم کند و بدون نقد و بررسی باجان خود بچشد، آن گاه یک جامعه منحط و بی ثبات خواهیم داشت که هر لحظه ممکن است از هم بپاشد و هر بار برای درمان اقتصاد و سیاست و فرهنگ آن جامعه باید نسخه ای پیچید و این کار بیهوده تا لحظه مرگ این اندیشه که منجر به شکل گیری تمدنی مریض شده است ادامه خواهد داشت. اما سؤال این است که اکنون چه باید کرد ؟ آن چه مسلم می باشد این است که، نخبگان و فرهیختگان یک جامعه باید با هدف اصلاح و تولید فکر، نظریات موجود را نقد و بررسی کنند تا از دل چنین گفتگوها، مباحثات و نقد و بررسی ها، حق خود را نمایان کند و مسیر تعالی به وضوح عیان گردد.

مهد چنین انسان های متفکر و نخبه، حوزه و دانشگاه است. دانشگاه و جنبش دانشجویی اصیل به دلیل برخورداری از شاخص های ذاتی و ممتاز خود (جوانی، برآمدن از حوزه های علمی، آکادمیک و استقلال از جریان های حزبی و جناحی ) و گستردگی و تأثیرگذاری اجتماعی آن می تواند مکان بسیار مناسب و فراخی برای مناظرات و تبادل اندیشه ها باشد. این قشر جوان کشور وظیفه دارند که نظرات خود را بدون نگرانی و در فضایی باز و صمیمی مطرح کنند و فکر ها و اندیشه های پویای خویش را اظهار نمایند. حوزه های علمیه نیز به دلیل پیشینه تاریخی که دارند به خوبی می توانند در این زمینه ایفای نقش کنند. فضای حوزه بر این اساس بوده است که استاد درس را مطرح می کرده و شاگرد جوان در وسط درس بلند می شده و نظری مخالف رأی استادش مطرح می کرده و هیچ کس از شاگردان تا خود استاد کمتر خورده ای به او نمی گرفتند. در حالی که این فرد مرید استاد خویش بوده و از ارادتمندان او هم محسوب می شده. این مهم را هم باید گفت که حتی بزرگان حوزه به یکدیگر اشکال وارد می کردند. قدر مسلم این فضای باز برای ارائه نظرات موجب می شود که اندیشه ها رشد کند و به جایی برسد که برترین اندیشه ها در بهترین فضای ممکن مطرح شود و افرادی حق جو در پی تحقق این اندیشه های ناب برآیند.

نسرین زارعی

تزکیه نفس؛ توبه یا بازگشت به سوی حضرت الله

بعد از یقظه، اولین قدم در سلوک الی الله، توبه است. البته توبه را هم می توان قدم اول به حساب آورد، هم قدم دوم. در واقع اگر یقظه را اولین قدم سلوک بدانیم، توبه قدم دوم محسوب می شود ولی اگر یقظه را مقدمه سلوک الی الله بدانیم، توبه قدم اول و منزل اول به حساب می آید. توبه یعنی بازگشتن به سوی خداوند از معصیت، شرک، غفلت و از خود، که مانع ارتباط با حضرت حق می شود. البته توبه مراحل و مراتبی دارد که انشاء الله در مقاله بعدی شرح داده می شود.

زمانی که نور یقظه در وجود سالک تجلی می کند، سالک راهی جز حرکت به سوی الله ندارد. در واقع تا یقظه حاصل نشود توبه ای صورت نمی گیرد، زیرا انسان باید از خواب غفلت بیدار گردد تا متوجه شود مسیری که در آن سیر می کند چیزی جز شقاوت و گمراهی به دنبال نخواهد داشت. البته باید به این نکته توجه نمود که یقظه کم کم در انسان ایجاد می گردد و نباید دنبال این باشیم که به صورت دفعی و به طور کامل متحول شویم. همانگونه که انسان قدم به قدم از خدا دور می شود و دچار گمراهی می گردد. بر این اساس هر چه قلب و روح انسان آمادگی بیشتری داشته باشد، بیشتر تحت تاثیر انوار و الطاف الهی قرار می گیرد و یقظه و بیداری بیشتری نصیبش می گردد. یکی از مواردی که می تواند کمک زیادی در این امر به انسان کند، مطالعات گسترده و کثیر در این موضوعات است که منجر به کسب معرفت و شناخت بیشتر نسبت به این مسیر و خطرات آن می شود.

زمانی که یقظه برای انسان حاصل گردید، نشانه بعدی آن است که از گذشته ی خود پشیمان می شود و دوست دارد مسیر زندگی اش را تغییر دهد و تحولی اساسی در وجود خود ایجاد نماید، البته باید دقت نمود که این امر با عجله و بی صبری محقق نمی شود بلکه یکی از لوازم این مسیر صبر است، زیرا عجله باعث خستگی و ناامیدی انسان از ادامه مسیر می شود. پشیمانی و حسرت از اعمال گذشته، زمینه های توبه را برای شخص فراهم می کند و منجر به بازگشت به سوی خداوند می گردد، البته نکته بسیار مهمی در توبه نهفته و آن این است که زمانی که انسان توبه می کند قبل از آن و بعد از آن، از سوی خداوند توبه صورت می گیرد. یعنی ابتدا خداوند به سوی انسان توبه و نظر می کند و بعد از توبه و نظر کردن خداوند، انسان به خود می آید و از گذشته خود پشیمان می شود و توبه می کند. پس ابتدا خداوند توبه و نظر به سوی بنده می نماید، نظر کردن خداوند به سوی انسان باعث می شود نور یقظه در وجود انسان تجلی کند و انسان از خواب غفلت بیدار گردد و از گذشته خود پشیمان و نادم گردد و از هر آنچه خلاف فرمان خداوند بوده توبه نماید، در  این جا انسان باید توبه اش را با شرایط انجام دهد، یعنی مراحل توبه را قدم به قدم به جا بیاورد. پس از آن که تمامی شرایط توبه انجام گرفت، توبه ی دوم یعنی نظر دوم از سوی خداوند صورت می گیرد و خداوند دوباره به بنده بازگشت و نظر می کند و توبه اش پذیرفته می شود. البته نباید گمان کنیم توبه و شرایط آن دشوار است زیرا این از دسیسه های شیطان است تا انسان را از راه سعادت دور نماید. باید نگاهمان به خداوند متعال باشد و بدانیم، خداوند کریم و غفور است و تنها از ما می خواهد به سوی او یک قدم برداریم، قطعا او خودش کمک می کند و تمامی موانع را از سر راه ما برمی‌دارد. پس باید به خود بیاییم و از گناه و غفلت دست بکشیم و بدانیم با وجودی سرشار از گناه نمی توان مستحق الطاف الهی گردید. خداوند رحمان، لحظه به لحظه در حال توبه و نظر کردن به همه‌ی انسان‌هاست، اما ما انسان‌ها هستیم که با معصیت و نافرمانی از اوامر الهی، مانع آن می شویم تا الطاف الهی شامل حالمان گردد وگرنه خداوند دائما در حال فیض رسانی به مخلوقاتش می باشد و کافی است که ما ذره ای در وجودمان طالب حق و حقیقت باشیم، مطمئنا خداوند ما را در این صورت هدایت و از خواب غفلت بیدار می‌کند اما این بیداری از خواب غفلت به میزان طلب و خواسته ی خودمان بر می گردد. پس چاره ای نداریم جز آن که از خود حضرت الله بخواهیم ما را از خواب غفلت بیدار کند و از جمله توابین واقعی قرار دهد.

حسین فرج زاده

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۴/۰۲/۲۰
  • ۲۵۳ نمایش
  • نشریه عهد

نظرات (۵)

  • خادم الشهداء
  • بسم الله الرحمن الرحیم 
    با پوستر ، پلاکارد (بنر)، تصویر زمینه / اعیاد شعبانیه
    و پوستر و تصویر زمینه / ماه شعبان ماه رسول الله (ص)
    به روز هستیم 
    http://ammar-g.blog.ir/
    یا علی

    ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

    دل رمیده ما را انیس و مونس شد

    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

    بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد


    سلام

    خداقوت
    التماس دعا
    امام سجاد علیه‏ السلام :
    اَللّهُمَّ إِنّى أَعوذُبِکَ مِنْ... أَنْ نَعْضِدَ ظالِما أَوْ نَخْذُلُ مَلْهوفا أَؤْ نَرومَ ما لَیْسَ لَنا بِحَقٍّ؛
     خدایا به تو پناه مى ‏برم... از این که ظالمى را یارى کنیم و یا مظلوم و دلسوخته ‏اى را بى ‏یاور گذاریم و یا آنچه حق ما نیست بخواهیم.
    صحیفه سجادیه ص 56 ،فرازی از دعاى 8


    لعن الله آل سعود

    ...
    منتظر شما در روشــنا هستیم...
    سلام
    ممنون از حضورتان
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی